آموزشگاه مجازی هنر

سبد خرید

کاریکاتور ; هنرکشف نقاب ازچهره

“کاریکاتور” به معنای تغییر شکل یا اصطلاحا دفرمه کردن اجزای صورت است که بسته به موضوع ممکن است تاثیری مضحک وخنده دار یا زشت و ترسناک و تحقیرآمیز و یا برعکس با شکوه و قدرتمند و دوست داشتنی به چهره بدهد.
واژه ی “کاریکاتور” درابتدای شکل گیری تنها به تصویرسازی دفرمه ازصورت اشخاص اطلاق می شد ولی به مرورزمان، برای این چهره ها، بدن های دفرمه هم طراحی شد و این کاراکترهای کارتونی به ایفای نقش درصحنه های مختلف با سوژه های عمدتا سیاسی پرداختند. “کاریکاتورهای موضوعی” بعدها و با تثبیت کاریکاتور به عنوان شاخه ی جدیدی از هنرهای تجسمی که زیرمجموعه ی تصویرسازی و نقاشی قرار داشت با نام “کارتون” شناخته شدند که به نقاشی هایی با لایه ای ازفکاهی و طنز که عموما باشخصیت های دفرمه کشیده می شود و به موضوعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می پردازد اطلاق می شود. “کارتون”ها می توانند حاوی “کاریکاتور”های چهره ی اشخاص سرشناس هم باشند، به این معنا که شخصیت های معروف درقالب یک طرح کارتونی موضوعی راروایت کنند. بر این اساس برخی ازکارشناسان “کارتون” و”کاریکاتور” را رشته ای واحد و جدا نشدنی دانسته و معتقدند که هرچهره ی کاریکاتوری به خودی خود یک فریم کارتونی به شمار می رود. در مقابل عده ی دیگری ازکارشناسان “کاریکاتورچهره” رابه سبب جایگاه فنی وهنری ونیز تعداد روز افزون مخاطبان وگسترش و تاثیر فراوانش، به خودی خود رشته ای مجزا می دانند. چنانچه درحال حاضر در تمامی بینال ها وجشنواره های دنیا، رشته ی “کاریکاتور” در دو زیرمجموعه ی”چهره” و”کارتون” برگزار می شود ونیز کلاس های آموزشی “کاریکاتور” به صورت مجزا برای هریک از این دو رشته برگزار می شود.


از نظر تاریخی پیدایش “تصویرسازی” رابه دوران “غارنشینی” وتصاویر حک شده بر دیوار غارها که توسط انسان های نخستین خلق شده نسبت می دهند. این تصاویرگرچه حاوی شخصیت های دفرمه شده وشاید کارتونی است امابه سبب پرداختن به موضوعات روزمره و عدم وجود طنز در آن ها نمی تواند به عنوان “کاریکاتور” یا “کارتون” شناخته شود. به این سبب خلق اولین تصاویر کارتونی را به قرن شانزدهم میلادی وهنرمندان اروپایی نسبت می دهند. هرچند که پیش از آن تصاویر کارتونی به صورت پراکنده درآثارهنرمندان بزرگی همچون “لئوناردوداوینچی” (۱۴۵۲-۱۵۱۹) و آلبرشت دورر (۱۴۷۱-۱۵۲۸) دیده شده بود اما نخستین هنرمندی که به طورجدی و منسجم اقدام به خلق نقاشی هایی باشخصیت های دفرمه وکمیک کرد یک نقاش ایتالیایی به نام “آگوستینوکاراچی” (۱۵۵۷-۱۶۰۲) بود که به همراه برادرش “آنیباله کاراچی” (۱۵۶۰-۱۶۰۹) نقاشی هایی به سبک کاریکاتور ایجاد کردند. کاراچی سوژه های خود را به حیوانات و یا اشیاء مختلف تبدیل می کرد و به این ترتیب نخستین کاریکاتورهای تاریخ هنر را به وجود می آورد.


توصیف مورخان دوره ی باروک از “کاریکاتور”، چهره هایی است که برخی ویژگی ها در آن ها تحریف می شود، به طوری که نقاشی نهایی درعین حال که شبیه سوژه خواهد بود اما با حسی کمدی برخی ویژگی های چهره ی فرد را بارزتر از پیش نمایان می کند و به این شکل تصویری عریان تر و واقعی تر از فرد مورد نظر ارایه می دهد.
پیش ازبه وجود آمدن “کاریکاتور” طراحان ونقاشان هنگام نقاشی کردن ازچهره ی افراد تمام توان شان را مصروف ایجاد شباهت با سوژه می کردند ودر این عرصه نقاشانی موفق تر بودندکه نقاشی شان شباهت بیشتری با شخصیت اصلی داشت. پس از پیدایش “کاریکاتور” و رواج تغییر و تحریف در چهره، عنصر دیگری وارد پروسه ی نقاشی صورت شد که پیش از آن کمتر مورد استفاده قرار می گرفت وآن چیزی نبود جز “خلاقیت”. به این معنا که هنرمند کاریکاتوریست علاوه برداشتن مهارت طراحی و نقاشی و توان ایجاد شباهت بین اثر و سوژه، می بایست با خلاقیت خود بخش هایی از چهره ی فرد را به گونه ای تغییر می دادکه چهره، حالت دلخواه او را بگیرد، مثلا خنده دار یا ترسناک شود ولی در نهایت طرح پایانی کاملا شبیه سوژه ی مورد نظرباشد که همین نکته، تفاوت بزرگ میان “کاریکاتور” و “نقاشی چهره” است .


با استفاده از توصیف مورخان باروک می توان دو عامل “تحریف” و “کمدی” را عوامل اصلی به وجود آورنده ی “کاریکاتورچهره” نامید. اما با گذشت زمان و پیشرفت بشر در همه ی زمینه های علم و فرهنگ و هنر، عامل مهم دیگری به عوامل فوق اضافه شد که “توجه به درونیات و ویژگی های شخصیتی سوژه” نام داشت. در توضیح عامل فوق باید گفت که “کاریکاتور چهره” اگرچه در ابتدا هدفی جز شوخی وکمدی و ایجاد حس طنز در بینندگان نداشت و بعدها به ویژه درمورد صاحب منصبان سیاسی واجتماعی با سلاح طنز اقدام به تحقیر آنان نمود، اما به به مرور به ابزاری با توانایی های بسیار بیشتر بدل گشت که می توانست باکاویدن درویژگی های سوژه، شخصیت واقعی و درونی افراد را نمایان کرده، آن چیزی را نمایش دهد که شخص، سعی درپنهان کردن اش دارد و این خطر بزرگ وامتیاز بی بدیل “کاریکاتور” نسبت به تمامی رشته های هنری است.


بنابر این “کاریکاتور چهره” نه به عنوان ابزاری برای لودگی و تحقیر دیگران، که سلاحی کارا و پرقدرت برای روانکاوی وکنکاش درشخصیت افراد و بیرون کشیدن خود واقعی آنان ازورای نقاب چهره و بزرگ نمایی نکات مثبت ومنفی آن هاست. معروف است که چشم ها دریچه ی درون انسان هاست و چهره، برآیند شخصیت فرد. بااین تعریف، کاریکاتوریست با تحلیل چهره در واقع شخصیت فرد را مورد بررسی قرار می دهد و به درون روح او نفوذ می کند.


“کاریکاتور” تیغ دودمی است که هم می تواند تحقیرکند و هم تکریم. “کاریکاتورچهره” مختص افراد منفور و شخصیت های منفی نیست بلکه اشخاص محبوب و معروف هم می توانند باذره بین “کاریکاتور” مورد ارزیابی و محک قرارگیرند. چنان که با پیشرفت صنعت چاپ و با رونق مطبوعات ودرادامه، پیدایش اینترنت و فراگیر شدن شبکه های اجتماعی شاهد استقبال مخاطبان سرتا سرجهان از”کاریکاتور چهره” ی هنرمندان، ستارگان سینما، ورزشکاران و دیگر شخصیت های محبوب و پرطرفدار هستیم .
اکنون دیگر جایگاه “کاریکاتور” به عنوان هنری جدی که آمیخته با مهارت “جامعه شناسی” و “روانکاوی” است و نیز یکی از بهترین ابزارهای انتقادی و اصلاحی درجهان معاصر تثبیت گردیده و مطبوعات “کتبی” و “مجازی” همه روزه کاریکاتورهایی را از شخصیت های مختلف برای مخاطبان شان در سرتا سر جهان منتشر می کنند و مجلات، وبلاگ ها و صفحات اجتماعی، مملو از طرح های کاریکاتوری است.
محسن رفیعی
دی ماه ۱۳۹۶

: Tags

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *